تولید کنندگان پیشرو، روشهای تولید ناب را معرفی می نمایند تا بازار خود را توسعه دهند، به مشتریان خدمات بیشتری ارائه کنند، ضایعات پرهزینه را کاهش دهند و سازمانهای چابکی را بنیان نهند که آمادگی مواجهه با چالشهای آینده را داشته باشند.

معرفی تفکر ناب و روشهای ناب در یک شرکت تولیدی به فرهنگ تغییر در کلیت سازمان نیاز دارد. ناب بودن، روش بسیار متفاوتی برای انجام امور تجاری است. هر جنبه ای از کار، مانند فروش و بازاریابی، طراحی محصول، تولید، ترابری، تامین مالی، خدمات مشتریان، منابع انسانی و مدیریت از این موضوع متاثر می شود.

اغلب شرکتها سفر خود را به سمت ناب بودن با حذف ضایعات و ایجاد جریان در واحد تولید آغاز می‌کنند یا با بکارگیری روش کایزن در جایی که تیم های چند وظیفه ای، واحدهای تولیدی را پدید می‌آورند بهبود قابل ملاحظه ای ایجاد می کنند با بکارگیری روش خرید و کنترل موجودی بموقع، در وقت و وجوه نقد صرفه جویی می گردد. خدمات به مشتریان با کاهش زمان تولید، بهبود کیفیت و تحویل بموقع به سطوح بالایی میرسد.

بهبود هیچ کدام از این عوامل ناب براحتی بدست نمی آید. ناب بودن به تعهد دلسوزانه نسبت به تغییرات پویا، اساسی و دائمی نیاز دارد. ناب بودن به رهبری قاطع مدیریت عالی نیاز دارد. با آموزش و مشارکت علمی، سازمان باید نیروی کار موثر و توانمندی که متعهد به بهبود دائمی است، پرورش دهد. مزایای تولید ناب، چشمگیر است و تغییراتی که نیاز دارد بسیار عمیق است.

 

نظامهای حسابداری سنتی در مقابل بهبود ناب موضع می گیرند.

یک جنبه انتقال به وضعیت ناب، تغییراتی است که در سیستمهای اندازه گیری، کنترل و حسابداری سازمان الزامی می نماید. برای یک تولید کننده چندان وقتی نمی برد که دریابد چرا همزمان با ایجاد بهبود ناب در واحد تولیدی، سیستمهای اندازه گیری و حسابداری درقبال آن مقاومت می‌کنند.

روشهای سنتی تعیین بهای تمام شده و حسابداری مدیریت برای پشتیبانی از تولید ناب طراحی نشده اند. آنها برای تولید انبوه سنتی و تولید مبتنی بر نیروی کار طراحی شده اند. آنها با تولید ناب ارتباطی ندارند.

روشهای اندازه گیری سنتی مانند کارآیی نیروی کار، کارآیی ماشین آلات، جذب سربار و تحلیل واریانس نه تنها برای تولید ناب قابل استفاده نیستند، بلکه بطور فعال، علیه موفقیت روش ناب، عمل می‌نمایند. هزینه یابی استاندارد برای هر شرکتی که روشهای ناب را تشویق می کند زیانبار است. هزینه‌یابی استاندارد، رفتار غیر ناب را بر می‌انگیزاند و موجب تصمیمهای نادرست در مورد قیمت گذاری، حاشیه ها، خرید / اجاره و سایر مسائل کلیدی می گردد. همچنین سیستمهای تعیین بهای تمام شده سنتی بسیار وقت گیر، گران و زیانبار می باشند.

برای آنکه تولید ناب در دوره های بلند مدت موفقیت آمیز باشد، ضرورت دارد روشهای نوینی که بطور فعال از تفکر ناب حمایت می‌نمایند، جایگزین گردند. لذاحسابداری ناب باید جایگزین سیستمهای اندازه‌گیری و حسابداری سنتی گردد.

 

حسابداری ناب چیست ؟

حسابداری ناب یک عنوان بزرگ است لیکن در این مقاله بر شش جنبه از مهمترین جنبه‌های آن تاکید می‌کنیم :

۱- اندازه گیری عملکرد که عمل ناب را در سطح سلولی، در سطح جریان ارزشی و در سطح شرکت بر می انگیزاند.

روش اندازه گیری سنتی، رفتار غیرناب را بر می انگیزاند، ما به انواع جدیدی از روشهای اندازه گیری نیازمندیم که تفکر ناب را پشتیبانی نمایند و بهبود بخشند، این روشها، ملموس هستند، بر جریان ارزشی متمرکز شده اند، برای ایجاد بهبود مستمر طراحی گردیده اند، تیمهای کاری توانمند را پشتیبانی و بازخورد موثر و سریع را فراهم می نمایند.

۲- حذف اغلب تراکنشهای کنترلی و حسابداری با رفع نیاز به آنها .

تراکنشهای حسابداری، کنترلهای واحد تولید، سوابق موجودی انبار، نظارت بر نیروی کار و غیره در شرکتهای سنتی مورد نیاز است زیرا فرایندها خارج از کنترل هستند. این فرایندها لازم است با جزئیات نگاهداری شوند تا داده های عملیاتی و مالی قابلیت گزارش یابند. در شرکتهای ناب، می توانیم این فرآیندها را بطور عملیاتی تحت کنترل آوریم و نیاز به حسابداری هزینه، کنترل موجودی کالا و غیره را حذف نماییم. فرآیندهای ناب و اندازه گیری عملکرد ناب، ساز و کار درجه اول در کنترل می گردد.

۳- ارزیابی معتبر تاثیر مالی ناشی از بهبود تولید ناب .

بسیاری از شرکتها تلاشهای معطوف به ناب بودن را به منظور کاهش هزینه در کوتاه مدت انجام می‌دهند لیکن معمولاً نا امید می‌شوند. تولید ناب، هزینه ها را کاهش نمی‌دهد بلکه ضایعات را تبدیل به ظرفیت در دسترس می نماید. تاثیر مالی هنگامی ظاهر می شود که در مورد چگونگی استفاده از این ظرفیت (وجریان وجوه نقد حاصل از موجودی کالای کمتر) اتخاذ تصمیم گردد. اینجا تصمیمها راهبردی هستند. حسابداری ناب از ابزار تحلیل ناب برای درک تاثیر مالی تغییرات ناب، بهره می برد.

۴- هزینه یابی استاندارد جایگزین هزینه یابی جریان ارزش ( Value Stream) .

همانطوریکه یک شرکت بطور جدی از تفکر ناب استفاده می کند بیشتر به یک تولید کننده فرآیند و کمتر به یک واحد تولیدی شباهت می یابد. هزینه یابی جریان ارزش، دارای خصوصیات مربوط بودن و صحت برای هدایت جریان ارزشی می شود. این مرحله تقریباً تمام تراکنشهای زاید مرتبط با حسابداری هزینه یابی سنتی را حذف می‌کند. علاوه بر آن به مدیر جریان ارزش (و سایر طرفهای ذیربط) اطلاعات قابل فهم، بموقع و معتبر را ارائه می نماید.

۵- تصمیم هایی که مبتنی بر هزینه های استاندارد بوده اکنون مبتنی بر عوامل سودآوری و حاشیه سود جریان ارزش (هزینه یابی بر مبنای فعالیت) می‌باشند.

این تصمیمها شامل قیمت گذاری، سودآوری، خرید /  اجاره، معرفی محصول جدید و سایر موارد می‌گردد. این تصمیم های مهم نیازمند درک جریان مواد، اطلاعات و وجوه نقد از طریق «جریان ارزش» می باشند. جریان ارزش به فهم گلوگاهها یا موانع موجود در راه جریان نیاز دارد. تحلیل هزینه جریان ارزش به منظور مشخص نمودن این مطلب که هزینه‌ها در کدام بخش جریان ارزش قرار دارند و ظرفیت در چه جایگاهی در دسترس می باشد بکار می رود. لازم نیست که در مورد هزینه یک محصول چیزی بدانیم زیرا کلیه تصمیم ها از طریق ارزیابی کلی مفید بودن جریان ارزش در کلیت آن و نه تک تک محصولات یا خانواده‌ای از محصولات، اخذ می گردد.

۶– پیشبرد کسب و کار از نظر ارزش مشتری .

این موضوعی است که می باید در آن جهت  بشدت کوشید و روشهای هزینه یابی هدف و گسترش وظایف کیفی (QFD ) را بکار بندیم تا کسب و کار را از نظر ارزش مشتری و نه هزینه، اداره نماییم. در این راه، نیازمند درک عمیقی از چگونگی ایجاد ارزش برای مشتری می‌باشیم، به شناخت جایگاه هزینه‌ها در جریان ارزش محتاج هستیم، جایی را که در آن ارزش آفریده ایم با جایی که در آن هزینه نموده ایم مقایسه نماییم، و اینکه کایزن ابداع شده است تا هزینه و ارزش در یک مسیر قرار گیرد. بهترین راه کاهش هزینه، افزایش فروش است.

هزینه یابی هدف، کل گروه جریان ارزش را از فروش و بازاریابی تا طراحی محصول و عملیات تولید با یکدیگر هم جهت می نماید. گروه، نیازهای مشتریان را بررسی و طرح اقدام عملی را برای افزایش ارزش مشتری و سود آوری شرکت تهیه می نماید. این طرحها اقدام، شامل تغییرات فروش و بازاریابی، تغییرات طراحی محصول، بهبود فرآیند عملیات و مدیریت بهینه می باشد. در بلند مدت، سازمانهای ناب، کسب و کار و بهبود مستمر خود را از طریق درک ارزش ایجاد شده برای مشتریان خود، هدایت می‌کنند.

 چگونه این تغییرات حاصل می شود ؟

تغییر سیستمهای  اندازه گیری کنترل و حسابداری یک شرکت باید بدقت اجرا شود. اجرای حسابداری ناب مستلزم پیروی از یک روش محتاطانه است. همانطوریکه شرکت با تولید ناب رشد می یابد و موجودی کالا و فرآیندهای اداری تحت کنترل قرار می گیرند. روشهای حسابداری ناب معرفی می‌گردند.

در مراحل اولیه تولید ناب، روشهای اندازه گیری عملکرد مورد نیاز است. روشهای نوین برای ارزیابی تاثیر مالی بهبودهای ناب نیز اهمیت دارد. ضمن آنکه می توانیم کار را با فرآیند حذف تراکنشهای بی‌حاصل آغاز کنیم.

همانطوریکه شرکت با تولید ناب رشد می کند و تفکر ناب برای بخش زیادی از فرآیندهای تولید بکار گرفته می شود، حسابداری ناب به شکل عمیق تری می تواند معرفی شود. سیستم های هزینه یابی استاندارد بی حاصل و مضر، می توانند حذف شوند و بجای آنها روشهای قابل فهم، صحیح و ساده هزینه یابی جریان ارزش )هزینه یابی بر مبنای فعالیت)جایگزین گردد. معرفی روشهای نوین اتخاذ تصمیم منجر به حذف تراکنشهای غیر ضروری می گردد. با گذشت زمان، اغلب فرآیندهای تراکنشی بی حاصل و سیستمهای اطلاع رسانی پیچیده شرکتها کاهش می یابد تا کل فرایند قابل کنترل گردد.

تولید کنندگان ناب پیشرفته، کسب و کار خود را مبتنی بر تامین رضایت خاطر مشتریان درخصوص افزایش ارزش آنها می نمایند. آنها روشهایی نظیر هزینه یابی هدف را بکار می‌گیرند تا کل گروه «جریان ارزش»، بر مواردی چون نیاز به توسعه کسب و کار، افزایش ارزش، حذف زوائد و افزایش سود متمرکز گردند.

  ترجمه : دکتر پیمان نوری بروجردی