تغییر در کابینه آن هم در این چند ماه باقی‌مانده به پایان عمر دولت یازدهم را استراتژی می‌دانید یا تاکتیک؟

نمی‌توان تغییرات را استراتژی یا تاکتیک نام نهاد بلکه رئیس‌جمهور تمایل چندانی به تغییرات غیر اصولی و بی‌دلیل ندارد و از سویی فضای موجود و فشارهای وارده بر روحانی او را وادار به تغییر کرد، اگرچه تغییر در دو وزراتخانه آموزش و پرورش و ورزش امری نسبتا ضروری بود اما این مساله حداقل درباره وزرات ارشاد صدق نمی‌کند، زیرا وزیر ارشاد در کار خود موفق بوده و طی دوران خدمتش عملکرد نسبتا مطلوبی ارائه داده است اما آن‌قدر فشارها نسبت به لغو کنسرت زیاد بود که او را وادار به استعفا کرد. به هر حال باز هم این مساله نیاز به علت و دلیل ندارد. زیرا دولت از اختیارات لازم برای تغییر در امور اجرایی کشور برخوردار است و دولت می‌تواند از مدیران توانمند‌تر بهره ببرد. اما اگر به صراحت بخواهیم بگوییم باید اذعان داشت که دولت در این شرایط به نحوی دچار یک گرفتاری مقطعی شده است.

شما از دو واژه گرفتاری مقطعی در تغییرات کابینه برای روحانی استفاده کردید، با وجود این فشارها تصور می‌کنید این گزینه‌ها می‌توانند در عملکرد دولت تاثیر مثبت بگذارند؟

به نظر این طور است و روحانی با وجود تنگناهای موجود باز هم دست به انتخابی مطلوب برای پست‌های مورد نظر زده است.

به‌طور قطع در این ۶ ماه از وزرای پیشنهادی نمی‌توان انتظار برنامه بلندمدت را داشت. در کوتاه‌مدت وزرای مذکور چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

قطعا روحانی تنها برای ۶ ماه وزرای خود را تغییر نمی‌دهد بلکه او برای دوره بعد هم این وزرا را در سه وزراتخانه آموزش، ورزش و فرهنگ در نظر خواهد گرفت. در حقیقت این افراد به این اعتبار می‌آیند که رئیس‌جمهور در دولت دوم خود باز هم مدیریت سه وزراتخانه را به عهده آنها بسپارد. بنابراین روحانی برای چهار سال بعد ریاست‌جمهوری خود نیز از این افراد استفاده خواهد کرد. زیرا مجموعه افراد فعال در انتخابات اعم از اصلاح‌طلب و اعتدالیون انتظارشان از روحانی این است که رئیس‌جمهور از افراد توانمند و متخصص در پست‌های کلیدی بهره ببرد، چراکه آنها تصورشان بر این است که روحانی برای دور دوم انتخاب خواهد شد، به همین علت باید گفت وزرای روحانی برای یک مقطع خاص و رفع مشکل آن هم برای یک دوره ۶ ماهه روی کار نخواهند آمد بلکه رئیس‌جمهور برای دراز مدت روی این افراد سرمایه‌گذاری کرده است.

سه گزینه پیشنهادی رئیس‌جمهور یعنی دانش آشتیانی برای وزارت آموزش و پرورش، صالحی امیری برای وزرات فرهنگ و ارشاد، سلطانی فر برای وزرات ورزش و جوانان گزینه‌هایی هستند که قبل از این توسط روحانی به مجلس نهم معرفی شدند، چرا بار دیگر روحانی برای تصدی سه وزراتخانه به این سه نفر رجوع کرده است؟

بدیهی است که رجوع مجدد به این سه گزینه توسط رئیس‌جمهور تنها یک علت دارد و آن هم این است که این انتخابش درست و دقیق بوده و چون از اقبال کافی در مجلس نهم برخوردار نبود درحال حاضر این سه گزینه مجدد انتخاب نهایی رئیس‌جمهور شدند. روحانی این سه گزینه را برای ایفای نقش در سه وزارتخانه مذکور قبول کرده و اکنون امیدوار است در این مجلس رای بیاورد.

علی جنتی خود یک آقازاده بوده است و به خاطر پدرش از یک قدرت خاصی برخوردار بود اما نتوانست جلوی مخالفان بایستد، آیا آقای صالح امیری از این توان برخوردار است؟

قطعا صالح امیری هم نمی‌تواند جلوی مخالفان بایستد زیرا اختلاف سلیقه در حوزه فرهنگ بیداد می‌کند. بنابراین باید به دنبال یک راه حل اساسی بود. اگر فردی به‌طور مثال یک امام جمعه یا هر مقام روحانی نسبت به برگزاری در یک شهر به‌ویژه شهرهای مذهبی اعتراض دارد باید قانونی تصویب شود که در آن هیچ‌وقت کنسرت برگزار نشود. اگر فردی بگوید که در قم به خاطر شان حضرت معصومه(س) یا در مشهد به خاطر شان امام رضا(ع) نباید کنسرت برگزار شود، به تدریج می‌گویند در تهران به خاطر شان امامزاده صالح نباید کنسرت برگزار کرد! به این ترتیب در سراسر کشور می‌گویند ما در فلان شهرامامزاده داریم و نباید کنسرت برگزار شود.

با این وجود وزیر جدید فرهنگ و ارشاد باید چه کار کند تا بروز تنش و مخالفت برای عدم برگزاری کنسرت جلوگیری شود؟

باید قانونی مصوب شود که تنها چند شهر مجاز به برگزاری کنسرت نباشند؛ چراکه در قوانین استثنا نیز وجود دارد. درست نیست که کشور هر روز شاهد یک جنجال جدید در این عرصه باشد. بنابراین اظهارات نباید به گونه‌ای باشد که در وضعیت حکومت تغییری ایجاد و در مسئولیت یک دولتمرد خللی وارد کند. اگر فردی دوست نداشته باشد یک اقدام مانند برگزاری کنسرت که ازبعد قانونی کاملا مشروعیت دارد و بر آن نمی‌توان ایرادی گرفت، انجام نشود این مساله سبب می‌شود یک نظام اجتماعی یا دولت از هم بپاشد. مساله تنها به مخالفت‌ها برای عدم برگزاری کنسرت در شهرهایی مانند مشهد و قم منتهی نمی‌شود بلکه حتی بارها این مساله مشاهده شد که بسیاری از نشست‌ها و سخنرانی‌های جریان اصلاحات طی دو سال گذشته به خاطر کارشکنی مخالفان لغو شد. این وضعیت درست نیست. باید قانون تکلیف این مسائل را روشن کند و از بروز تنش جلوگیری به عمل آورد. چراکه بروز تنش برای آینده ایران بسیار خطرناک است. سکوت در برابر هر نوع تنشی و ادامه این مخالفت سبب می‌شود که در کشور هر فرد یا جریانی به خود اجازه دهد در برابر هر مساله‌ای مخالفت کند و حرف خود را به کرسی بنشاند. استثنائات را در قانون بیاورند، زیرا این امر سبب می‌شود که نظام از یک فرایند تصمیم‌گیری برخوردار باشد. اگرچه دغدغه فرهنگی مهم است اما با توجه به مشکلات اخیر و آسیب و خسارت‌های وارده به دولت، وزیر جدید ارشاد باید در حوزه فرهنگ برای جلوگیری از بروز تشنج و مخالفت‌های این‌چنینی برای برگزاری کنسرت در برخی از شهرها لایحه‌ای تنظیم و آن را تقدیم مجلس کند و در این لایحه خواستار وضع قوانینی روشن در این راستا باشد. قطعا مجلس با او همکاری خواهد کرد تا حاکمیت و خودمختاری فردی به وجود نیاید و کشور از این هرج و مرج ‌های بیهوده دچار زیان و خسارت نشود، زیرا اگرچه در ظاهر این خسارت‌ها دیده نشود اما در عمق لطمه زیادی به کشور وارد می‌کند.

چرا تغییر و ترمیم تنها به بخش فرهنگی معطوف شده است و چه دلیلی وجود دارد که مخالفان پس از حوزه اقتصادی اکنون نوک پیکان را به سمت مسائل فرهنگی نشانه بگیرند؟

به راستی جای بسی تعجب است که یک جریان سیاسی کشور این‌قدر در حوزه فرهنگ سماجت به خرج می‌دهد. یعنی حوزه‌های دیگر اهمیتی ندارند؟ زیرا این پرسش را با خود به همراه می‌آورد که آیا این جریان برای خود در این حوزه منافعی متصور است! در حالی که بودجه این وزراتخانه به دستگاه‌های دیگر فرهنگی تزریق می‌شود اما وزیر باید پاسخگو باشد. به همین خاطر لازم است قانونی وضع شود که در مقابل آن همه دستگاه‌های ذی‌ربط فرهنگی پاسخگو باشند. وزیر باید از این دستگاه‌ها بخواهد که برنامه‌های مورد نظر را انجام دهند و آنها را ملزم به پاسخگویی سازند، در غیر این صورت بودجه این دستگاه‌ها قطع شود؛ همان‌طور که از یک دانشگاه برای ساختن یک دانشکده یا حتی یک آشپزخانه تعهدات بسیاری گرفته می‌شود و در صورتی که بودجه در دانشگاه خرج مسائل و امر دیگری شود رئیس دانشگاه را ملزم به پاسخگویی می‌کنند. بنابراین باید این تعهد، الزام به پاسخگویی در همه امور و گزارش کار به‌ویژه در حوزه نابسامانی مانند فرهنگ و ارشاد نیز باشد. این مساله به صلاح نهادهای فرهنگی است. پس از این همه خسارت نباید باز هم در این سطح با مسائلی نظیر فرهنگ برخورد جناحی و سیاسی داشت باید با مسائل برخورد قانونی شود. زیرا هیچ نهادی در کشور وجود ندارد که دستی بالاتر از قانون داشته باشند. به اعتقاد من بازگشت به قانون مهم‌ترین مسئولیتی است که دولت باید برای سازماندهی همه دستگاه‌های کشور در بخش دولتی و خصوصی به عهده بگیرد. همه دستگاه‌ها پس ازمصرف بودجه باید پاسخگوی برنامه‌های خود درمقابل دولت و مردم باشند. در این زمینه دیوان محاسبات در مجلس می‌تواند به وزرای جدید و دولت در راس آن کمک کند.

دولت در اموری که قانونی برای برخی از مسائل وجود ندارد، چگونه عمل کند؟

بی شک در مواردی که قانونی برای آن وضع نشده یا قانونی آن‌قدر شفاف و روشن نیست راه برای سوءاستفاده مخالفان باز است. وقتی گفته می‌شود ۷۵ درصد از بودجه فرهنگی کشور به دستگاه‌های دیگر تزریق می‌شود اما کسی در برابر این بودجه‌ای که می‌گیرد پاسخگوی عملکرد خود نیست، این برای دولت خطرناک است. بنابراین از آنجا که رئیس‌جمهورحقوقدان است به آسانی می‌تواند به این مسائل سامان ببخشد، حتی با دستگاه‌هایی که خود را در برابر دولت پاسخگو نمی‌دانند، برخورد جدی نموده و همچنین برای آنها به کمک مجلس ساز و کار قانونی تعیین کند.

آقای دانش آشتیانی در صورت کسب رای اعتماد از سوی مجلس دراین چند ماه باید روی چه مسائلی بیشتر تمرکز کند و آنها را در اولویت قرار دهد؟

بزرگ‌ترین مشکل آموزش و پرورش مساله کمبود بودجه است که از همان ابتدای انقلاب همواره با این مساله روبه رو بوده است. سامان بخشیدن و نوسازی مدارس، لزوم وجود امکانات بهداشتی و رفاهی در مدارس به‌ویژه مدارس استان‌های حاشیه، بازگردان شان و احترام به معلمان، بهبود وضعیت معیشت معلمان و افزایش کیفیت آموزشی مسائلی است که باید وزیر جدید بر روی آن در این چند ماه تا آنجا که توان و زمان این اجازه را می‌دهد تمرکز کند. دانش آشتیانی باید به مسائل ارزشی معلمان توجه کند. در طول سال‌های گذشته شان و ارزش آنها به‌شدت تضعیف شده است، حتی افزایش حقوق معلمان هم نمی‌تواند این شان و جایگاه را به آنها بازگرداند. معلمان در هر شرایطی مرجع و مورد اعتماد جامعه هستند اما امروز این طبقه شریف جامعه کجا هستند؟ حضور و نقش آنها در کشور به تدریج رو به تضعیف شدن می‌رود. امروز وضعیت معیشت سبب شده که معلمان برای درس دادن به منزل دانش‌آموز بروند و درمنزل خود کلاس خصوصی تشکیل دهند. معلمی که همه زمان و انرژی خود را صرف تامین معیشت می‌کند زمان کافی برای مطالعه ندارد. در حالی که معلم باید علاوه برتدریس معنویات را به دانش‌آموز القا کند. وقتی خودش در چنین شرایطی زندگی می‌کند چگونه می‌تواند معنویات و الگوی رفتاری را به دانش‌آموز که نسل آینده کشور است القا کند. طی سال‌های گذشته معلمان بارها برای مطالبات خود روبه‌روی مجلس تجمع کردند و هر بار تحقیر شدند، البته کسی نمی‌تواند آنها را فراموش کند. بنابراین دولت اگر نمی‌تواند در این مدت کوتاه به همه مسائل بپردازد ولی وزیر جدید باید باب حل مشکلات را بگشاید.

در وزرات فرهنگ و ارشاد وزیر جدید باید اولویت را به چه مسائلی اختصاص دهد؟

در وزارت فرهنگ و ارشاد هم همان‌طور که اشاره شد وزیر جدید باید قانونی تدوین کند تا جلوی خودمختاری‌های فرهنگی در برخی از دستگاه‌ها گرفته شود. باید پذیرفته شود که کشور نیاز به قانون و سازمان حقوقی منظم دارد. جامعه انتظار دارد که مطالباتشان در حوزه‌های فرهنگی تحقق یابد و وزیر جدید باید همه توان خود را برای تحقق آن به کار گیرد. اگرچه اختلاف سلیقه‌ها و مخالفت باز هم در این حوزه ادامه خواهد داشت اما نمی‌توان به خاطر این مسائل جلوی تحقق انتظارات عمومی را گرفت.

در وزرات ورزش و جوانان باید چه اقداماتی صورت بگیرد؟

در حوزه ورزش به جای سرمایه‌گذاری بر مربی‌های خارجی باید بر مربی‌های ایرانی سرمایه‌گذاری کرد. پول‌های زیادی در این حوزه حیف و میل می‌شود که هیچ کس هم در برابر آن پاسخگو نیست. مسئولان امر پول‌های کلانی به مربی‌های خارجی می‌دهند، در حالی که برای یک‌بار هم به مربی‌های داخلی آن طور که باید توجه نشده است. مربی‌های داخلی دلسوزند و روحیه و تعصب ملی دارند و به دنبال ارتقای کشور هستند. مگر این نیست که داوران ما در سطح بین‌المللی هم داوری می‌کنند، چرا این فضا و میدان در سطح داخلی به عنوان مربی تیم ملی به آنها داده نمی‌شود؟! از سویی ورزش همگانی و پایه رها شده است و همه سرمایه کشور اعم از بخش دولتی و خصوصی صرف ورزش قهرمانی و ملی می‌شود. به هر حال در کشور مسائل دیگری هم وجود دارد که با آن حیثیت ملی خودمان را بالا ببریم. بنابراین دولت باید سرمایه‌گذاری سنگینی بر ورزش همگانی به‌ویژه در مدارس انجام دهد. آیا از میان ۶ هزار جوانی که تحت تعلیم در باشگاه‌ها هستند خروجی آنها نباید ۵۰۰ قهرمان باشد؟ در آموزش و پرورش باید بر سلامت و ورزش دانش‌آموزان توجه شود تا بتوان نسلی سالم پروراند.

گفته می‌شود حوزه جوانان بی‌سرو سامان است و به این بخش آن‌طور که باید توجهی نمی‌شود، کاستی‌ها و خلأهای موجود در این بخش چیست؟

حوزه جوانان که به راستی یک حوزه بی‌سرو سامانی است و واقعا کسی نمی‌داند در این حوزه طی سال‌های گذشته چه مسائلی جز پرداخت وام ازدواج صورت گرفته است. این وزارتخانه همه‌چیز را رها کرده و تنها به پرداخت وام ازدواج به زوج‌های جوان اکتفا کرده است. در حالی که اگر برای نسل جوان امکانات آموزشی و رفاهی مطلوبی فراهم شود و این جوانان دارای شغل و درآمدی کافی باشند با عزت نفس ازدواج می‌کنند. این مساله بسیار بهتر است تا اینکه زمان زیادی را برای اخذ وام صرف کنند. چراکه اخذ وام ۵ میلیونی یا ۱۰ میلیونی راه حل معیشت جوانان نیست. به جای اینکه بستر و امکان رشد علمی برای جوان فراهم شود، امکان ارتقای صنعتی، معنوی و آموزش شغلی وی فراهم شود، دولتمردان همه این مسائل را کنار گذاشتند و به مساله پرداخت وام اکتفا کردند. امروز با نگاهی به وضعیت جوانان می‌توان به خوبی دریافت پرداخت وام راه‌حل سامان بخشیدن به جوانان نیست، بلکه پرداخت وام ازدواج تقریبا مانند یک قرص آرام بخش موقت عمل می‌کند. از سویی صرف نظر از مساله شغل و درآمد و امکانات رفاهی و آموزشی جوانان نیاز به آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی دارند و این آزادی‌ها به مفهوم ولنگاری نیست بلکه باید به فرزندان این مرز و بوم اعتماد کرد. باید زمینه‌های رشد معنوی را برای آنها فراهم ساخت. زد و بندهای سیاسی در سازمان‌ها و حتی در بخش‌های خصوصی از بین برود و عدالت اجتماعی برقرار شود. برای استخدام، تحصیل و اشتغال و سایر مسائل یک مبنای قانونی به کار گرفته شود، در این صورت می‌توان امیدوار بود که مشکلات جوانان بهتر از آنچه تصور می‌رود حل شود.

در نهایت تغییر و ترمیم کابینه چه تاثیری در آینده سیاسی روحانی و به عبارتی آرای وی در انتخابات ۹۶ خواهد گذاشت؟

بدون تردید عملکرد وزرای جدید آن هم در سه وزراتخانه حساس فرهنگ، ورزش و آموزش وپرورش در آرای روحانی تاثیر خواهد گذاشت، به‌ویژه جامعه فرهنگیان، ورزشکاران و برخی از هنرمندان از شرایط کنونی در این حوزه‌ها رضایت خاطر ندارند، اما به‌طور کل مردم عملکرد مثبت دولت و تلاش‌های روحانی را برای بهبود وضعیت و تحقق مطالبات عمومی در نظر خواهند گرفت؛ جامعه همواره برخورد منطقی با واقعیت‌ها داشته و آنها به خوبی می‌دانند که روحانی به زمان بیشتری برای جبران کاستی‌ها نیاز دارد. به نظرم مردم باز هم با روحانی در انتخابات سال ۹۶ همراهی خواهند کرد و فرافکنی مخالفان نمی‌تواند تاثیری در رای و اعتماد مردم نسبت به دولت داشته باشد./ آرمان امروز