در نمودار سازمانی تمام موسسات و شرکتهای بلوغ یافته ، ذیل مقام معاونت کل مالی ، پست معاونت حسـابداری و معاونت مالی دیده می شود. تحت نظر معاونت حسابداری ادارات ، خزانه داری ، حسابداری انبارها، حسـابداری امـوال،حسابداری تولید، حسابداری فروش، حسابداری اموال و… و نهایتًاً حسابداری دفترداری مشاهده می شود وتحـت نظـرمعاونت مالی ادارات بودجه عملیات جاری و کنترل هزینه های جاری، اداره بودجه سرمایه ، تأمین مالی و کنترل هزینـه پروژه ها، نرخ یابی و قیمت گذاری محصولات و خدمات ،تدوین برنامه استراتژیک مالی، بررسی های اقتصـادی، طـرحریزی سود ،  امور قراردادهای مالی و… و نهایتاً آمار واطلاعات گزارشات مالی قرار میگیرد. این دو معاونت  شرح وظایف جداگانه ای دارند اما عملاً دارای فعالیت های بسیارتنگاتنگ بوده به طوریکه در اغلب مـوارد اطلاعـات تولیـدی یـک معاونت پایه اقدامات معاونت دیگر میگردد.

مدیران مالی در کشور ما ، اغلب دوره کارشناسی حسابداری را دیده اند و کم و بیش با اصول و قواعـد حسـابداری آشنائی دارند لذا نیازی نیست در مورد تجربه کار حسابداری آنان صحبتی شود اما برای اینکه به عنوان یک مدیر مالی به کار آشنا و کسی که هیئت مدیره و مجمع عمومی شرکت چشم به فعالیتهـای وی دوختـه و امیـد دارنـد در مـورداطلاعات مالی و کنترلی شرکت اقدامات لازم را در عملیات پولی و امور مرتبط به پول شرکت انجام دهد. بدین منظور وی می بایست اطلاعات تکمیلی و یا توانمندی های دیگری را کسب کند تا بتواند عملیات مرتبط با حسابداری و مـالی شرکت را انجام داده و در عین حال جوابگوی نیاز هیئت مدیره در تصمیم گیری هـا ، سـهامداران (مجمـع) بـر نحـوه عملکرد هیئت مدیره در دوره های زمانی متعدد باشد .

ویژگی و نقش مدیران مالی   :

مدیریت مالی معمولاً نقش مرکزی و عمده ای را همراه با مدیریت سازمان ایفا می کند. با این تفسیر می توان نتیجـهگرفت در کلیه بنگاهها ، اقتصادی بودن عملیات مورد ارزیابی قرار گرفته و حساسیت زیادی در این رابطـه وجـود دارد .

بنابراین مدیر مالی می تواند در برنامه ریزی های استراتژیک یک سازمان نقش عمده ای را داشته باشد و کلیه تصـمیمگیری های سازمان نیز وابسته به تجزیه و تحلیل وی باشد. برخی از ویژگی های مهم یک مدیر مالی خوب به شرح ذیل می باشد:

  • مدیرمالی باید آشنا به عملیات تولیدی شرکتی باشد که وی در آنجا فعال است. روزانه گزارشات تولید واحدهای تولیدی به دست وی میرسد. خواه این تولید مربوط به یک دستگاه بسیار فنی و پیچیده باشد ، خواه مربوط بـه تولیـدمحصولی خاص در یک کارخانه تولیدی باشد و یا مربوط به فعالیت پروژه های (عمرانی/ تحقیقاتی/ تولیدی) باشد و یـاهر نوع فعالیتی دیگر. مدیر مالی نباید تنها نگاهی به ارقام ارائه شده نموده و دستور بایگانی گزارش را بدهد بلکـه بـهصورت انتقادی باید نسبت به ارقام ارائه شده کنترل های لازم را انجام دهد و اگر اختلافی در آنها با استاندارد عملیاتی مشاهده نمود علت را جویا و در متن گزارش حاشیه نویسی نماید. نحوه آشنائی به فعالیت عملیات تولیدی بـا آمـوزشحین خدمت میسر است و برنامه ریزی آموزشی با همکاری مدیر مالی و آموزش شرکت باید تهیه شود و زمانی از پایـانوقت روزانه باید جهت آموزش عملیات تولید صرف گردد .مدیریت

مدیر مالی پس کسب اطلاعات و آشنایی های لازم می تواند ارزش گذاری مفیدی برای تمام اقداماتی که در سازمان انجام می گیرد و یا محصولی تولید می گردد ، انجام دهد.

  •  مدیر مالی باید اطلاعات به روز شده ای ازقوانین و مقررات را بداند و درکتابخانه دفترخود کتابهای قانون تجارت ،حقوق تجارت ، قانون کار و تأمین اجتماعی ، قانون مالیاتی ، راهنما و بانک حسابداری مالیـاتی، حسـابداری شـرکتها،انتشارات کمیته تدوین رهنمودهای حسابداری سازمان حسابرسی بالاخص دوجلد رهنمودهای حسابداری و اسـتانداردحسابرسی و ماهنامه های حسابداری و کتابهائی از این قبیل را جهت مراجعه فوری و یا دداشت برداری داشـته باشـد .

داشتن این نوع کتابها در کتابخانه دفتر نه تنها کمکی است برای حل مسائل مدیران مالی بلکه وسیله است که در هـرزمان که وقت مناسبی یافت شود با مراجعه به کتابخانه و استمداد از نوشته های کتاب مدیر مـالی معلومـات عمـومی ومورد نیاز خود را در مسائل قوانین حاکم بر کار وکارگاه  وشرکت افزایش دهد تا انشاءاﷲ روزی برسد که این اطلاعـاتملکه ذهن مدیریت مالی گردد.

 آگاهی داشتن مدیران مالی از تمام امور سازمان از یک سو و مطالعه و مراجعه آنان به کتابهای مرجع جهـت بـالا نگـهداشتن اطلاعات علمی خود از سوی دیگر به مدیران مالی توصیه می گردد  .

  این مهم بعنوان یک الگو نه تنها جزء عادت روزانه مدیران مالی می بایست درآید و بلکه بایداین فرهنگ را نیز به زیر دستان خود بیاموزند.

  • یکی از عواملی که می تواند درموفقیت یک مدیر تأثیر بگذارد ، جمع آوری و مطالعه کامل اسناد دیگری است که مدیرمالی معمولاً بطور روزمره با آنها را مرتبط است و اغلب یک نسخه از آنها باید در کتابخانه خود نگهداری کند بـرایمثال: اساسنامه شرکت یا سازمان و آخرین تغییرات آن ، آئین نامه معاملات ، آئین نامه اسـتخدام ، مجوزهـا و حـدوداختیارات مدیران، شرح وظائف کارکنان، اطلاعات مربوط به سیستم ارزیابی و آئین نامه طبقه بنـدی شـغلی کارکنـان،مصوبات و صورت جلسات هیئت مدیره .
  • با توجه به رشد روز افزون تکنولوژی از یک سو و بالارفتن حجم اطلاعات و عملیات ، بکار گیری از ابزارهایی کـهدر بهینه صرف کردن زمان امری تأثیر قابل توجهی داشته باشد ، امری بدیهی و ضروری می باشد. . در این راستا مـدیرمالی می بایست نگرش سیستمی داشته باشد و کلیه عملیات را با تحلیل سیستمی و زنجیره ای در سازمان اجرایی کند .مدیریت

لذا آشنائی با کامپیوتر و نرم افزارهای کاربردی که جزئی از نگرش سیستمی یک مدیر مـی باشـد در دنیـای امـروزیضرورت زندگی و کار می باشد اما متأسفانه در برخی از مواقع شاهدیم که کامپیوتر چون غولی است برای آنهائیکه با این وسیله آشنائی ندارند و چون مومی است در دست برنامه نویسان و آنان که با استفاده از آن آشنا هستند . بیائیـد ایـنغول را تبدیل به موم کنیم . هستند مدیرانی که با این وسیله آشنا هستند و لذا توصیه می شود با استفاده از کلاسهای آموزش کامپیوتر خود را با آن آشنا کنند . تبحر در تدوین سیستم های مالی و طراحی کدینگ یک نرم افزار حسابداری مالی ، کار با سیستم های  MS Office و آشنائی  وکار با سیستم Excel وWord و نهایتاً استفاده و کاربرد Internet  جزء حداقل هائی است که یک مدیر مالی باید با آن آشنا باشد. کلاسهائی که در مراکز فناوری اطلاعـات دانشـگاهها وآموزشگاه ها در ساعت غیر وقت اداری برای آموزش این اطلاعات است وسیله ایست برای کسب اطلاعات مدیران مالی درباره آنچه ذکر شد  .

نقش تکنولوژی اطلاعات در ارزیابی کارکرد مدیران مالی:

 الف) امکان ادغام حوزه های حسابداری مالی وحسابداری مدیریت به صورت کامل فراهم می گردد و عـلاوه بر وسعت یافتن دامنه گزارشگری، زمینه ارائه اطلاعات تلفیقـی و مـوثرتر بـه مـدیریت درون سـازمان واستفاده کنندگان بیرونی (عمدتًاً سهامداران) پدید می آید  .

  • ) ارئه گزارشات مدیریتی و دوره ای فراهم می گردد و حسابها هرگاه که اراده کنیم بسته مـیشـوند وصورتهای مالی بلافاصله قابل تهیه و ارائه خواهند بود. این امر بر ارزش زمانی گزارشها می افزاید و به اعمال کنترلهای مدیریت و تصمیم گیری سهامداران کمک می نماید .
  • ) با توسعه توان پردازش داده ها و سپردن بسیاری از امور پرحجم و وقت گیر به کامپیوتر، کنتـرل هـای داخلی در انجام امور افزایش یافته و اشتباهات کاربری نیز کاهش می یابد و مدیران مالی فرصت می یابند به وظایف و مسئولیتهای گسترده تر و پراهمیت تری که در شرایط نوین که به آنها محول شده است بپردازند.

۵ – مدیر مالی می بایست حافظ منافع و منابع سهامداران باشد. اطلاع کامل از ارزش فعلی پول و بـازار سـرمایه درزمینه ارزش کارآفرینی سازمان ، گزارش بستر های درآمدزایی و ریسکهایی که مورد تهدید سازمان مـی باشـد ، مـیتواند مؤثر ترین نقش یک مدیر مالی باشد   .

۶- مدیر مالی می بایست از وضعیت بازار و تغییرات و نوسانات آن مطلع باشد. داشتن اطلاعات درایـن زمینـه مـیتواند در زمان بحران های اقتصادی سازمان را از انجام ریسک های پر خطر نجات داده و باعث رشد اقتصـادی سـازمان گردد .

مدیریت

مدیران مالی دراین راستا نقش مؤثری در تحلیل بازار ، ارزشمندی مشتریان ، سنجش رضـایتمندی مشـتریان و درنهایت مدیریت مشتریان دارند.

 وظایف مدیران مالی   :

وظایف اصلی مدیران مالی بودجه بندی ، تأمین منابع مالی ، ارزیابی پروژه های سرمایه ای ، طـرح ریـزی و اجـرای سیاست های مالی ، ثبت و نگهداری و پردازش تمام اطلاعات مالی با توجه به رعایت اصول و قوانین و آیین نامه هـا بـااعمال کنترل های لازم در جهت سلامتی کار سازمان و اخذ تصمیمات مؤثر و بهینه برای مدیران ارشد سازمان می باشد.

نحوه به کارگیری بودجه سالانه و کنترل بودجه ای از وظائف مهم مدیران مالی است. آنها هستند که کنتـرل اعتبـارات مصوب و نحوه صحیح از این اعتبارات را کنترل می نمایند به همین دلیل مدیران مالی باید بتوانند وظائف امکان سنجی و بررسی اقتصادی خرید دارائیهای ثابت ومنقول را سرپرستی نموده و اطلاعات کلی در مورد ارزش فعلی پول و نحوه به کارگیری از آنرا دربررسیهای اقتصادی داشته باشند  .

مدیران مالی بایست توانمندی لازم را در تبدیل به احسن نمودن منابع وامکانات موجود درجهت کاهش هزینه واستفاده مطلوب از امکانات واموال شرکت را داشته باشند و نسبت به افزایش نقدینگی سازمان حساسیت داشته باشـند طـوریکه میزان درآمدهای وصول نشده و یا مشکوک الوصول سازمان در حداقل ممکن کنترل شود  .

فهرست برخی از وظایف مدیران مالی 

  • برنامه ریزی و بودجه عملیاتی
  • کنترل بودجه و اعتبارات
  • کنترل هزینه ها
  • محاسبات اولیه انتخاب استراتژی های مختلف
  • برآورد بهای تمام شده
  • قیمت گذاری محصولات
  • کنترل نقدینگی
  • کنترل سود و برنامه ریزی سرمایه گذاری
  • تدابیر لازم به منظور جذب نقدینگی و اعلام نظر در مورد چگونگی جذب آن از طریق استقراض، تسهیلات،افزایش    سرمایه یا فروش دارائی  .
  • کنترل دارائیها ومنافع شرکت  .
  • پوشش مناسب بیمه ای  .
  • گزارشگیری مالی
  • کنترل رعایت اصول وقوانین